قانون ۵: طبق قانون غایت حیات (دلیل زندگی) بهدلیلی به جهان هستی پای نهادهایم و وجود ما بیدلیل نیست. کاری هست که بهتر از هرکس دیگر در این جهان، میتوانیم آن را به انجام برسانیم. صاحب استعدادی بیهمتاییم و بهشیوهای بیهمتا آن را بیان و عیان میکنیم. زمانی که موفق شویم استعداد یکتای خود را با خدمت به بشر بیامیزیم ، این قانون را بهطور کامل اجرا کردهایم و همراه با تجربۀ معنوی خویش، به فراوانی نامحدود دست خواهیم یافت. با پذیرش و اجرای این قانون دلیل زندگی مان را می یابیم و زندگیمان معنا و مفهومی عمیق می یابد. پس اگر می خواهید دلیل زندگیتان را بیابید همراهمان باشید:
شرح قانون غایت حیات ( دلیل زندگی)
تمام ادیان بهدنبال راهی برای سعادت انسان بودهاند. ادیان کهن، خوشبختیِ بشر را در هماهنگشدن وی با نظم و قاعدۀ بنیادین جهان و برآوردهکردن مطالبات این نظم بنیادین جهان دانستهاند. طبق این قانون، بهدلیلی به جهان هستی پای نهادهایم و وجود ما بیدلیل نیست. کاری هست که بهتر از هرکس دیگر در این جهان، میتوانیم آن را به انجام برسانیم. صاحب استعدادی بیهمتاییم و بهشیوهای بیهمتا آن را بیان و عیان میکنیم.
برای هر استعداد بیهمتا، نیازی بیهمتا نیز وجود دارد و وقتی این نیازها با استعدادمان مطابقت کند، فراوانی میآفریند.
ارسطو میگوید: «در همان نقطه که نیازهای جهان با استعدادهایت تلاقی میکند، رسالت خود را جستوجو کن.»
قانون غایت حیات، سه جزء دارد:
- نخستین جزء میگوید که هریک از ما اینجاییم تا ضمیر راستین خویش را کشف کنیم و دریابیم که ضمیر راستین ما معنوی است.
- جزء دوم، نمایانساختن استعدادهای یکتای ماست.
- جزء سوم، خدمت به بشر و جهان هستی است.
زمانی که موفق شویم استعداد یکتای خود را با خدمت به بشر بیامیزیم ، این قانون را بهطور کامل اجرا کردهایم و همراه با تجربۀ معنوی خویش، به فراوانی نامحدود دست خواهیم یافت.
باید بهجای از این شاخه به آن شاخه پریدن و عمری را در تردید و تأسف سپریکردن، استعدادهای بیهمتایمان را کشف کنیم و با بهکارگرفتن آن، به خلق دنیای بهتر کمک کنیم.
باید با توجه به استعدادمان دریابیم که چگونه میتوانیم به دیگران کمک کرده، ارزشآفرینی کنیم. نباید به فعالیتی کمتر از استعدادمان راضی شویم. باید دریابیم چرا ما را به گلزار وجود آوردهاند.
هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد بلبل به نواسازی حافظ به غزلگویی
شرح قانون غایت حیات به زبان مولانا
مولانا در فصل سوم فیه ما فیه این قانون را بهزیبایی بیان کرده است:
یکی گفت که: «اینجا چیزی فراموش کردهام.» خداوندگار فرمود که در عالم یک چیز است که آن فراموشکردنی نیست. اگر جمله چیزها را فراموش کنی و آن را فراموش نکنی، باک نیست و اگر جمله را به جای آری و یاد داری و فراموش نکنی و آن را فراموش کنی، هیچ نکرده باشی.
همچنان پادشاهی، تو را به دِه فرستاد برای کاری معین. تو رفتی و صد کار دیگر گزاردی. چون آن کار را که برای آن رفته بودی نگزاردی، چنان است که هیچ نگزاردی. پس آدمی در این عالم برای کاری آمده است و مقصود آن است. چون آن نمیگزارد، پس هیچ نکرده باشد… .
اگر تو گویی که اگر آن کار نمیکنم چندین کار از من میآید، آدمی را برای آن کارهای دیگر نیافریدهاند. همچنان باشد که تو شمشیر پولاد هندی بیقیمتی[۱] که آن در خزاین ملوک یابند، آورده باشی و ساطور گوشت گندیده کرده که من این تیغ را معطّل نمیدارم، به وی چندین مصلحت به جای میآورم!
یا دیگ زرّین را آوردهای و در وی شلغم میپزی که به ذرهای از آن، صد دیگ به دست آید! یا کارد مجوهر[۲] را میخ کدوی شکسته کردهای که من مصلحت میکنم و کدو را بر وی میآویزم و این کارد را معطّل نمیدارم! جای افسوس و خنده نباشد چون کار آن کدو به میخ چوبین یا آهنین که قیمت آن به پولی است برمیآید، چه عقل باشد کارد صددیناری را مشغول آن کردن؟!
حقتعالی تو را قیمت عظیم کرده است… . تو بهقیمت، ورای دوجهانی. چه کنم قدر خود نمیدانی. مفروش خویش ارزان که تو بس گرانبهایی.
جوهر وجودیمان را ارزشمند بداریم و بهمنظور کسب موفقیت و تحقق اهداف خویش بکوشیم.
قانون غایت حیات در فرهنگ ژاپن – ایکیگای

قانون غایت حیات در فرهنگ ژاپن – ایکیگای
در فرهنگ ژاپن، هر فرد یک «ایکیگای»[۳] دارد. ایکیگای دلیلی است که انسان برای آن پا به جهان هستی گذاشته است. «ایکیگای» ترکیب دو واژۀ ژاپنی است: واژۀ «ایکی» بهمعنای زندگی و واژۀ «گای» بهمعنای ثمر و ارزش است. ترکیب این دو واژه یعنی زندگی و چیزی که به زندگی ارزش زندگیکردن میدهد.
ایکیگای از همپوشانی چهار عنصر به دست میآید: ۱. ارزشها، علایق؛ ۲. مهارتها و توانمندیهای فرد؛ ۳. نیاز دیگران؛ ۴. کسب درآمد از آن. بهاعتقاد مردم ژاپن، انسانها با یافتن ایکیگای خود و در راستای تحقق آن، به آرامش میرسند و زندگیشان بر مبنای آن، دوباره شکل میگیرد. تحقق ایکیگای یک هدف نیست؛ بلکه یک مسیر است. ماتسوشیتا با بهرهگیری از قوانین طبیعت، ایکیگای خود را یافته و وجودش را وقف آن کرده بود؛ برای همین، اگر عمر ماتسوشیتا دویست سال هم میبود، همین مسیر را با شتاب بیشتری میپیمود.
در صورت علاقه با دانستن مطالب بیشتر لطفا مقاله مفهوم ارزشها در کار و زندگی مطالعه زندگی خالق باناسونیک را مطالعه فرمایید.
قانون دلیل زندگی و یافتن ماموریت فردی
تا اینجای کار، سر در درون داشتیم و استعدادها و عشق و علایق فردی خویش را یافتیم. حال نوبت آن است که به دنیای بیرون برویم و دریابیم دنیا برای بهترشدن به چهچیزی نیاز دارد؟ نیاز دیگران چیست؟ نیاز طبیعت چیست و چگونه باید این نیاز را تشخیص دهیم؟
باید دریابیم که چگونه میتوانیم استعدادهای یکتای خویش را در خدمت طبیعت، همنوعان و محیطزیست قرار دهیم و برای خلق دنیایی زیباتر، به کار بگیریم؟
با پاسخدادن به این سؤال، از مرز منفعت و سود شخصی فراتر میرویم. استعدادها را باید نه صرفاً بر اساس علاقۀ شخصی، بلکه با هدف ساختن جهانی بهتر به کار بگیریم. نکتۀ بسیار مهمی که در این روزگار به فراموشی سپرده شده و کمتر به آن توجه میشود، خدمت است.
خدمت به خلق و پاسخ به نیاز دیگران، خدمت به طبیعت و خدمت به هستی، در تصمیمگیریها و محاسبههای ما جایگاهی ندارد. ماهاتما گاندی بهزیبایی میگوید: «من کوشش میکنم خدا را از طریق خدمت به مردم ببینم؛ چون میدانم خدا نه در بهشت است و نه در جهنم؛ بلکه درون همۀ انسانهاست.»
واعظی پرسید از فرزند خویش هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بیآزاری و خدمت به خلق هم عبادت هم کلیدِ معنویست
گفت زین معیار اندر شهرِ ما یک مسلمان هست آنهم ارمنی است (پروین اعتصامی)
لحظهای مسئلۀ کسب درآمد را رها کنید. فرض کنید سطوح پایین هرم مازلو را پشتسر گذاشتهاید و دغدغهای بابت تأمین امنیت، مسکن، خوراک و پوشاک ندارید. فرض کنید وقت و درآمد سرشاری در اختیار دارید. چه میکنید؟
برای آشنایی با سلسلهمراتب نیازها (هرم مازلو) و آشنایی با ارزشها و علائق فردیتان مقاله سیستم ارزشی فرد (نقش ارزشها در توسعه فردی) را مطالعه فرمایید.
کاری که هم مطابق با علایق و ارزشهای فردیتان باشد و هم در راستای ساختن دنیایی بهتر، بدون اجبار و از سر علاقه ولی با هدف تأمین نیاز و برآوردن تقاضای دیگران انجام میدهید، چیست؟ با پاسخ به این پرسش، قدم بلندی در راستای کشف مأموریت فردی برداشتهاید. با پاسخ به این پرسش، جایگاهتان را در جهان هستی تعیین میکنید و میفهمید به چه منظور آمدهاید و هدف از آفرینشتان چیست؟
وقتی جایگاهتان را در نظام طبیعت یافتید، در جای درستی قرار میگیرید و میتوانید از فرصتهای فراوانی بهره ببرید. ماهیگیر حرفهای میداند قبل از اینکه تور یا قلابش را در آب بیندازد، باید محل مناسب ماهیگیری را بیابد و در آنجا مستقر شود.
بسیاری بهدنبال فرصتاند، بدون اینکه بدانند در کجا قرار گرفتهاند. برآوردن نیاز دیگران، اصل مهمی است که شاغلان و کارآفرینان امروزی باید دوباره آن را در محاسبات شغلی خود وارد کنند.
مرحوم حاج محمد گرامی، مؤسس کارخانۀ چای گلستان و گروه اقتصادی گلداران و اطلسداران، کارش را از نوجوانی آغاز کرد. او با تلاش و پشتکار به ثروت و دارایی سرشاری دست یافت. وی که دوران کودکی سختی را پشتسر گذاشته بود و با مشقت آشنا بود، دست نوازشگری بر خلق خدا و کارکنان شرکتش داشت و بارها این توصیه را به فرزندان و نزدیکان خود کرد:
تو را ملک و عزت از آن داد گیتی که آسایش خلق بر خود کنی فرض
وگرنه در این ملک کاری نداری و الله له ملک السماوات و الارض
بنا بر آنچه ذکر شد، مأموریت فرد از اجتماع دو عنصر به دست میآید: ۱. ارزشها و علایق فردی؛ ۲. نیاز دیگران. بهعبارت دیگر، اگر بتوانید نیازهای بیشمار دیگران و مشکلاتی را که در جهان هستی میبینید، شناسایی کنید و بر پایۀ توان و علایق خودتان درصدد رفع یکی از آنها برآیید، مأموریت خویش را دریافتهاید.
پاسخ به نیاز دیگران (خدمت) + علایق فرد (استعداد) = مأموریت فرد
برگرفته از کتاب ازخودآفرینی تا کارآفرینی- سعید مصباح
در صورت علاقه مندی به قوانین معنوی موفقیت (در کسب وکار و زندگی) مقالات زیر را نیز مطالعه فرمایید:
- اصول و قوانین معنوی(طبیعی) فراتر از ارزشهای فردی
- قانون۱ : قانون وحدت یا قانون توانایی مطلق
- قانون۲: نظریه حرکت جوهری – قوانین معنوی موفقیت
- قانون۳: قانون مبادله-
- قانون ۴: قانون علت و معلول (کارما)
- ۷ قانون معنوی موفقیت- دیپاک چوپرا
درصورت علاقه به مباحث ارزشها و علائق و استعدادهای فردی تان مقالات زیر را مطالعه فرمایید:
اصول و قوانین معنوی(طبیعی) فراتر از ارزشهای فردی
مفهوم ارزشها در کار و زندگی – داستان واقعی خالق پاناسونیک – فلسفه ژاپنی ایکیگای
سیستم ارزشی فرد (نقش ارزشها در توسعه فردی)
چگونه شغل دلخواهم را بیابم؟ ۳ گروه شغلی خوداشتغالی، کارآفرینی و کارمندی
کشف استعداد پیش از انتخاب رشته تحصیلی و انتخاب شغل
سایت توسعه فردی، کارآفرینی و توسعه کسب وکار
[۱]. گران، پرقیمت.
[۲]. جواهرنشان.
[۳]. ایکیگای : انگلیسی: Ikigai، ژاپنی: 生き甲斐. مفهومی در زبان ژاپنی است که معنای آن “دلیلی برای بودن” است. این مفهوم مشابه عبارت فرانسوی Raison d’être است. بر اساس فرهنگ ژاپنی، هر فرد، یک ایکیگای دارد. یافتن ایکیگای، نیازمند جستجوی عمیق و طولانی در خود است. در فرهنگ ژاپنی، باور این است که یافتن ایکیگای هر فرد، در زندگی فرد، قناعت میآورد و به زندگی وی، معنا میدهد.[۲] به عنوان مثال، در کار، سرگرمی، و بزرگ کردن کودکان.[۳]
فرهنگ اوکیناوا، ایکیگای را به عنوان “دلیلی برای برخاستن در صبح” و به معنی دلیلی برای لذت بردن از زندگی، آموزش میدهد. در یکی از سخنرانیهای تد، دن بیوتنر، ایکیگای را یه عنوان یکی از دلایلی مطرح کرد که باعث میشود انسانها در برخی مناطق جهان زندگیهای طولانی داشتهباشند.[۵]
واژه ایکیگای معمولاً برای اشاره به منبع ارزش در زندگی یک شخص یا اشاره به چیزهایی که زندگی یک شخص را ارزشمند میکنند، استفاده میشود. همچنین، از این واژه برای اشاره به شرایط ذهنی و روحانیای به کار میرود که تحت آنها اشخاص احساس میکنند که زندگی آنها ارزشمند است. این شرایط لزوما به شرایط اقتصادی یک شخص یا شرایط کنونی اجتماع مربوط نیست. حتی اگر کسی احساس کند که شرایط کنونی تیره است، ولی در ذهن خود هدفی داشته باشد، ممکن است ایکیگای را احساس کند. رفتارهایی که باعث میشود که ایکیگای را احساس کنیم، کارهایی نیستند که مجبور به انجام آنها میشویم؛ این رفتارها خودبهخود و طبیعی هستند. (منبع: ویکی پدیا)
