صفحات صبحگاهی: اگر همچنان مشتاق دیدن وجوه دیگرتان هستید، اگر جرئت و شهامت روبهروشدن با نیمه دیگرتان را دارید، اگر میخواهید زندانیهای درونتان را بشناسید و صحبتهایشان را بشنوید، اگر میخواهید هنرمند وجودتان را ملاقات کنید و خلاقیتهای دوران کودکیتان را دوباره تجربه کنید،شما را با روشی کاملاً کاربردی آشنا خواهم کرد که جولیا کامرون[۱] آن را ابداع کرده و در کتاب راه هنرمند؛ بازیابی خلاقیت[۲] به تشریح آن پرداخته است. ابزار صفحات صبحگاهی بسیار ساده و تأثیرگذار است. لطفاً برای استفاده از این ابزار همراهمان باشید:
صفحات صبحگاهی چیست؟
این ابزار بسیار ساده و تأثیرگذار است. او میخواهد هر روز صبح بهمدت چند هفته سه صفحه بهنام صفحات صبحگاهی بنویسید و در هر هفته روی نکتهای خاص تمرکز کنید.

ابزار صفحات صبحگاهی
جولیا کامرون میگوید: «صفحات صبحگاهی به مغزِ منطقی میآموزد کنار بایستد و اجازه بدهد که افراد دیگری روی صحنه بیایند. صفحات صبحگاهی مثل نقشهای، مسیرهای درونمان را آشکار میکند. بدون این صفحات، شاید رؤیاهایمان بهصورت منطقۀ ناشناخته باقی بمانند.»
وی با هدف بازیابیِ حس خلاقیت و پرورش هنرمندِ درون، این ابزار را به کار گرفت؛ ولی این روش برای شناسایی سایههای درونی و تحلیل خوابهایمان هم بسیار کاربردی است.
نوشتن صفحات صبحگاهی مثل عوضکردن موج رادیو میماند؛ انگار هر روز رادیوی درونمان را روشن میکنیم و طول موجش را تغییر میدهیم و به صحبتها و صداهای مختلف گوش میسپاریم. بعد از مدتی، از بین موجهای مختلف، چند موج مطلوبمان را شناسایی میکنیم.
یکی از موجها همان موج قطبنمای درونی است که پیامهایی را بهآرامی مخابره میکند.ما هم همان طور که در همهمۀ بچههای کوچه میتوانیم صدای بچۀ خود را از بین دیگران تشخیص دهیم، میتوانیم پیامهای خاص را از بین پیامهای مختلفی که بهسویمان گسیل میشود، بیابیم.
پیشنهاد میشود به منظور دانستن هدف بکارگیری این ابزار و آشنایی با اصطلاحات سایه ها، استعدادهای درونی و قبل از مطالعه این مطلب مقالات زیر را مطالعه فرمایید:
۱- شناسایی سایهها و استعدادهای درونی: داستان شاهزاده و زندانی
۲- شناسایی سایههای درونی- ابزار ۱ تفسیر خوابها و رویاها
روش نوشتن صفحات صبحگاهی

روش نوشتن صفحات صبحگاهی
از شما میخواهم حداقل بهمدت یک ماه به نوشتن صفحات صبحگاهی به شرح زیر بپردازید و در صورت گرفتن نتیجۀ مثبت، آن را ادامه دهید. اولِ صبح و در لحظۀ بیدارشدن، شروع به نوشتن کنید. باید سه صفحه با دستخط خودتان بدون تفکر و بهظاهر بیهدف بنویسید؛ ولی دستتان را از روی کاغذ برندارید. هرچیزی را که به ذهنتان میرسد، یادداشت کنید. بعد از نوشتن، آن را در جای مطمئنی نگهداری کنید و در دسترس دیگران قرار ندهید. کار تمام شد. به همین سادگی.
اما بر پایۀ توصیههای جولیا کامرون در این خصوص، باید چند نکته را رعایت کنید:
۱. بدون تفکر بنویسید. در اینجا شما نویسنده نیستید و هدفتان هم خلق اثری هنری نیست. هدف از صفحات صبحگاهی، حرکت دست روی کاغذ است و بیرونریختن همۀ چیزهایی که به ذهن میآید؛ بنابراین برای نوشتن، شیوۀ نادرست وجود ندارد. در اینجا شما ماشینتحریر هستید و نه نویسنده؛ انگار شخص دیگری میگوید و شما مثل یک تایپیست، هرچه را میشنوید، مینویسید.
۲. قبل از نوشتن یا هنگام نوشتن، درونتان کسی شما را از نوشتن بازمیدارد، از شما انتقاد میکند یا مسخرهتان میکند. جولیا کامرون او را «سانسورکنندۀ درون» نامید. به عقاید و انتقادات سانسورکنندۀ درون (سانسورچی) اهمیت ندهید؛ ولی اگر بخواهید، میتوانید افکار سانسورچی درونتان را هم بنویسید.
۳. هدف از نوشتن، بیرونریختن تمام چیزهایی است که به ذهن میآید. چیزی بهنام کوچک، حقیر، احمقانه و عجیب وجود ندارد. تمام مطالب پراکنده و تکراری، خشک، بیمزه، سرشار از ترحم، سرشار از خشم، هراس و… همگی درست و خوباند. تمام اینها در ذهن نیمههوشیارتان میچرخند و روحوروانتان را آلوده میکنند. تمام چیزهایی را که در ذهنتان میگذرند، روی کاغذ بیاورید و مثل اسکنر، فقط ذهنتان را اسکن کنید.
اگر مقاله قبل را مطالعه کرده باشید مثال شاهزاده و زندانیان درون را به خاطر بیاورید. شما بهعنوان پادشاه وارد زندان میشوید؛ پس از زندانبان درونتان (سانسورچی) بخواهید کنار بایستد و دخالت نکند. بگذارید زندانیهای درونتان، ترسها، باورها، منفیبافیها، حقارتها و خشمهای درونتان، خودشان را بنمایانند و با هر لحنی، هرچه میخواهند بگویند. وظیفۀ شماست که امنیت را برایشان برقرار کنید و حرفهایشان را بشنوید و بنویسید.
۴. هیچکس مجاز به خواندن صفحات صبحگاهیتان نیست؛ حتی خودتان. آری، حداقل تا سه هفتۀ اول نباید آنها را بخوانید. فقط روزی سه صفحه بنویسید و جایی دور از دسترس دیگران نگهداری کنید. هنگام نوشتن هم هرگز صفحات قبل را نخوانید.
۵. به هیچ عذر و بهانهای نمیتوانید از صفحات صبحگاهی طفره بروید یا از مقدار آن بکاهید. مهم نیست چه حالوهوایی دارید؛ سه صفحه دربارۀ هر مطلبی که به ذهنتان میآید، بنویسید؛ فقط همین. اگر چیزی به ذهنتان نمیآید، بنویسید: «چیزی به ذهنم نمیآید.» آنقدر بنویسید تا سه صفحه پر شود. در نوشتن صفحات صبحگاهی، روند مهم است، نه محصول.
۶. در روزهای اول شاید احساس سردرگمی و شکوتردید بکنید یا ندانید چه بنویسید. نگران نباشید. بعد از گذشت یکیدو هفته، با آن مأنوس خواهید شد و ریتم و موضوع نوشتههایتان را خواهید یافت.
۷. صفحات صبحگاهی را باید با دست و روی کاغذ بنویسید. این صفحات قرار است افکار و احساسات ویرایشنشدهتان را بنمایاند. بگذارید نوشتههایتان ناخوانا یا غلط باشند. آنها را ویرایش یا اصلاح نکنید. بگذارید صادقانه و حقیقی باشد. بعد از چند هفته که به آنها مراجعه میکنید، غافلگیر خواهید شد.
۸. برای نوشتن صفحات صبحگاهی، باید صبح زود بیدار شوید، بنویسید و دوباره بخوابید. در صبح زود، اتصالی سست بین دنیای بیداری و دنیای خواب برقرار است. شاید در حین نوشتن، به خواب بروید یا خیلی بدخط بنویسید. بگذارید نوشتن صفحات صبحگاهی عادت هر روز صبح شما شود. این باید اولین کاری باشد که هر روز صبح انجام میدهید. مطمئن باشید که ارزشش را دارد. بهنظر کامرون، «اغلب اوقات، افرادی که بیش از دیگران در برابر نوشتن صفحات صبحگاهی مقاومت میکنند، بیش از دیگران به آن علاقهمند میشوند.»
تحلیل و بهکارگیری صفحات صبحگاهی
بعد از گذشت حداقل سه هفته از یادداشت صفحات صبحگاهی، زمان خواندن آنها فرامیرسد. در این حالت، همان گونه که توضیح دادم، باید کلاه سفید از بین شش کلاه تفکر را بر سر بگذاریم و دربارۀ خودمان قضاوت نکنیم. خواندن این صفحات خستهکننده خواهد بود. برخی از قسمتها برایمان نامفهوم یا ناخواناست و برخی دیگر شاید آزاردهنده و دردناک هم باشد؛ برخی اشاره به استعدادی، توانایی دارد، برخی به مرور یا بازبینی مطالبی از گذشته می پردازد. ولی لازم است این صفحات را بهچشم گنج اطلاعاتی بنگریم، نه اثر جرم.
تمام صفحاتی را که نوشتهایم، باید بخوانیم و زیر قسمتهایی که نکتهای در آنها میبینیم یا اقدامی به ذهنمان میرسد، خط بکشیم.
- ذهنمان بیشتر درگیر چه مسائلی بوده است؟
- از چهکسانی مدام شکایت کردهایم؟ از چهکسانی تعریفوتمجید کردهایم؟
- آیا از آینده صحبت کردهایم؟ برنامهها و اقداماتی برای اصلاح امور پیشنهاد دادهایم؟
- قرارملاقاتی با شخصی گذاشتهایم؟
- در اینجا ما کنار ایستاده بودیم و مینوشتیم؛ پس گویندگان چهکسانی بودهاند؟ آنها را میشناسیم؟ آیا قبلاً با آنها برخورد کردهایم؟
- آیا توانستهاید برخی از سایههایمان را شناسایی کنیم
شناسایی سایه ها
میتوانیم از صفحات صبحگاهی بهعنوان جلسۀ دلجویی از سایهها یا عوامل منفی درونی استفاده کنیم. فرض کنید طبق تحلیل خوابهایمان یا خواندن صفحات صبحگاهی، سه مشکل اساسیمان را شناسایی کردهایم. مثلاً خشم یکی از مشکلات اصلیمان است. در بیداری سعی میکنیم آن را کنترل کنیم یا جلویش را بگیریم؛ ولی هم در خوابها و هم در صفحات صبحگاهی خود را نشان داده است.

تدوین صفحات صبحگاهی، به ما قدرت آشنایی با نیمه دیگر وجودمان را میدهد.
ابتدا نامی بر او میگذاریم و هویتی به او میبخشیم؛ مثلاً خشمگین. بعد در یکیدو جلسۀ صبحگاهی، از او دعوت میکنیم که در مصاحبه شرکت کند؛ یعنی از «خشمگین» سؤال میکنیم و او اگر خواست، پاسخ میدهد. از دلایل خشمش میپرسیم و اینکه چهکسانی او را ناراحت میکنند، اینکه هنگام خشم میخواهد به چهچیزی دست یابد، اینکه چه دستاوردهایی تاکنون داشته است. همچنین از او میخواهیم که از این پس هروقت نکته و مطلبی داشت، در صفحات صبحگاهی روزانه بیان کند.
باید به این درک برسیم که «خشمگین» دوستمان است و نه دشمنمان. او میخواهد ضمن محافظت از خودش، مطلبی بگوید و چیزی را اثبات کند. باید درک کنیم خشم چه درس و موهبتی برایمان دارد. بهمحض اینکه دست از انکارش برداریم و بهعنوان جزئی از خودمان بپذیریمش و پیامهایش را بشنویم و به حرفهای منطقیاش عمل کنیم، آرام خواهد شد.
سایهها فقط هنگامی قدرت پیدا میکنند و در خوابوبیداری واکنش نشان میدهند که سرکوب یا نفی شوند. در واکنش به سایۀ خشم، باید به این بیندیشیم که چرا این موهبت در ما به ودیعه نهاده شده است. این کلید چه درهایی را باز خواهد کرد و در کجاها به کار میآید؟ شاید لازم باشد بعضی اوقات از این کلید علیه خودمان استفاده کنیم.
اگر فرد خشمگین درونمان درک کند که ما او را از سیاهچال درونمان بیرون آوردهایم، لباس مناسب به تنش پوشاندهایم و او را در جاهای مناسب به کار میگیریم، جزئی از ما میشود و در خدمتمان خواهد بود.
شناسایی استعدادها و توانایی ها
کشف و پالایش استعداد، مانند کشف و استخراج منابع نفت، ما را به ثروت عظیمی میرساند. در برخی مناطق، نفت در سطح زمین قرار دارد. در این حالت، ایجاد چشمههایی خودجوش، باعث نشت نفت بر روی زمین میشود که بهراحتی میتوان از آن بهرهبرداری کرد. گاهی هم فشار گاز باعث میشود که نفت از اعماق زمین بهراحتی روی سطح زمین جاری شود.
اما بسیاری از سفرههای عظیم نفتی، در اعماق اقیانوسها یا در لایههای زیرین زمین قرار دارند و باید با صرف زمان و هزینههای هنگفت، کاوش و حفاری شوند تا بتوان از آنها بهرهبرداری کرد. استعدادِ برخی آشکار است و بهوضوح تشخیص داده میشود. برخی نیز استعداد نهفتهای دارند و حتی خود فرد هم از وجود استعدادش آگاهی ندارد و بر اثر اتفاقی یا در موقعیت خاصی به وجود آن پی میبرد. آن حادثه نقش عامل فشار و محرک برای شکوفاشدن استعداد فرد را دارد؛ همچون فشار گاز برای استخراج نفت.
بسیاری هم نمیدانند چه استعدادی دارند و با روش اکتشاف و حفاری باید استعداد خود را از اعماق وجودشان بیابند. در هر صورت اگر تاکنون استعدادهای ذاتی خود را نیافتهاید، شاید علتش این است که در لایههای عمیقتری پنهان شدهاند و باید با ابزارهای مناسب برای کاوش آنها اقدام کنید. ذرهبین خودشناسی بسیاری از افراد تنظیم نیست و باید آن را قدری دور و نزدیک کنند.
اگر جزو آن دستهایم که استعدادهایشان در لایههای عمیقتری پنهان شده، نباید انتظار این را داشته باشیم که علایق و استعدادهایمان ناگهان ظاهر شود. منتظر نباشیم که استعدادمان خودش را به ما نشان دهد. ما هستیم که وظیفۀ پیداکردن آن را داریم. باید حسگرهای خود را روشن کنیم و هم در درون و هم در بیرون خود، هم در گذشته و هم در حالمان، بهدنبال کشف استعدادهای پنهانمان باشیم.
میتوانیم از صفحات صبحگاهی بهعنوان شناسایی استعدادها و توانایی ها و یا ابزاری برای بازیابی خلاقیت بهره گیری نماییم. کافی است موضوع صفحات صبحگاهی را در چند جلسه شناسایی استعدادها انتخاب کنیم و همانگونه که در بخش قبلی (تحلیل و بهکارگیری صفحات صبحگاهی) مراحل آن ذکر گردید با استفاده از پرسشهای گوناگون استعداد و توانمندیهای دوران کودکی مان را مرور کنیم.
با مطالعه صفحات صبحگاهی ببینیم نویسنده چه علایقی داشته است؟
می خواهد چه چیز را به ما یادآوری کند؟
از کدام فعالیتهایی که انجام داده ایم خشنود است؟ و از کدامیک ناخشنود؟
اگر مستقیم نمی توانید با مطالعه صفحات صبحگاهی استعدادتان را شناسایی کنید، علایقتان را مرور کنید. همانگونه که در کتاب از خود آفرینی تا کارآفرینی شرح دادم استعداد هایتان از سرزمین علائق می گذرند. با بررسی دقیق سرزمین علائقتان می توانید آثار استعدادتان را شناسایی کنید. در بخش خودشناسی و توسعه فردی سایت اندیشکاران ابزارهای متنوعی برای شناسایی استعداد و توانایی فردی تان معرفی شده است.
سخن آخر
به همین شیوه میتوانیم از صفحات صبحگاهی برای شناسایی و هویتبخشی و دلجویی از سایههای درونمان استفاده کنیم. میتوانیم از صفحات صبحگاهی بهعنوان شکلدهندۀ آینده و برای برنامهریزی کارهای روزانهمان استفاده کنیم.
تیرگیها و افکار منفی، همچون سوراخها و حفرههایی است که باعث بههدررفتن انرژی ذهن میشود. تا نتوانیم پنچری ذهنمان را بگیریم، قادر به پرواز نخواهیم بود. تمام انرژی و انگیزههایمان از همان روزنهها به هدر میرود و آنچه برایمان میماند، احساس خستگی و ناتوانی است. دستاوردهای بزرگ بشر حاصل ذهنهایی بزرگ و طوفانی است. ذهنهای ضعیف، اگر منجر به بروز فاجعه نشوند، حداقل عملکردهای ضعیف به بار میآورند. با اضطراب نفس و پریشانخاطری، امری به وقوع نمیپیوندد.
تا زمانی که به آرامش نرسیده باشیم، نبوغ و خلاقیتمان به کار نخواهد افتاد و موفقیت همچون ماهی از دستانمان لیز خواهد خورد. در صورتی که قصد شناسایی خودمان را داریم، ابزار صفحات صبحگاهی و تفسیر خوابها یاریگرمان خواهد بود. اما نکته مهم استفاده از این ابزار است. نه مطالعه آن! لطفاً حداقل یک دوره این ابزار را بکاربگیرید. اگر نکته ای داشتید یا با مشکلی مواجه شدید آنرا با ما در میان بگذارید. یاریگر و پاسخگویتان خواهیم بود.
برگرفته از کتاب از خودآفرینی تا کارآفرینی – سعید مصباح – انتشارات هورمزد
سایت اندیشکاران
توسعه فردی، توسعه کسب وکار و کارآفرینی
در صورت علاقه به این مطلب لطفاً مقالات زیر را نیز مطالعه فرمایید:
۱- شناسایی سایهها و استعدادهای درونی: داستان شاهزاده و زندانی
۲- شناسایی سایههای درونی- ابزار ۱ تفسیر خوابها و رویاها
۳- ۵ کلید یافتن عشق در کسبوکار
۴- راهکارهایی برای بهبود تصمیم گیری، ارزش آفرینی و خلق کسب و کار موفق
پاورقی:
[۱]. جولیا کامرون (Julia B. Cameron) معلم، نویسنده، هنرمند، شاعر آمریکایی (۱۹۴۸ تا ۱۹۹۲). او راهکارهای بدیعی برای شکوفایی و پرورش خلاقیت ارائه داده است. کتابهای راه هنرمند، حق نوشتن، گامبرداشتن در جهان، زندگی خلاق او به فارسی ترجمه شده است.
[۲]. Artists Way a Spiritual Path to Higher Creativity کتاب راه هنرمند کتابی در زمینهی توسعهی فردی است که به افراد کمک میکند خلاقیت هنری خود را بازیابند. همچنین در این کتاب تکنیکها و تمرینهایی آورده شده است تا به کمک آنها افراد بتوانند با اعتماد به نفس از استعدادها و مهارتهای خلاقانهی خود استفاده کنند.این کتاب در اصل یادداشتهای جولیا کامرون برای کلاسی غیر رسمی بود که دوست او مارک برایان آنها را تهیه کرده بود اما با بیشتر شدن متقاضیان شرکت در کلاسها و خواندن این یادداشتها، کامرون آنها را در یک کتاب جمعآوری کرد و ابتدا این کتاب را با هزینهی شخصی منتشر کرد و نسخههای زیراکس شده از آن را در یک کتابفروشی محلی به فروش رساند. اما در سال ۱۹۹۲ انتشارات جرمی تارچر که اکنون بخشی از گروه پنگوئن است این کتاب را در تیراژ نه هزار نسخه منتشر کرد. راه هنرمند خیلی زود به صدر فهرست ده کتاب پرفروش راه یافت و هم اکنون در میان صد کتاب برتر خودیاری قرار دارد. این کتاب تاکنون به زبانهای مختلفی ترجمه شده و میلیونها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته است.
