در این مقاله می خواهیم رابطه بین ارزشهای فردیمان و اصول و قوانین معنوی (طبیعی) را بررسی کنیم و بیینیم چگونه می توانیم از اصول و قوانین معنوی (طبیعی) در تبیین ارزشهای فردی بهره ببریم. لطفاً همراهمان باشید.
پیشنهاد می شود قبل از مطالعه این مقاله، برای آشنایی با ارزشها و سیستم ارزشی مقاله سیستم ارزشی فرد (نقش ارزشها در توسعه فردی) و برای آشنایی با قوانین معنوی موفقیت مقاله ۷ قانون معنوی موفقیت- دیپاک چوپرا را مطالعه فرمایید.
سیستم ارزشی
سیستم ارزشی هر فرد شامل مجموع ارزشها و باورهای او که از جامعه و دیگران گرفته است و ارزشهای فردی او که برگرفته از مدل ذهنی اش فرد شامل ارزشهای برگرفته از عقل و احساسش می شود.

اگر از شما بپرسند برای چهچیزی زندهاید و چهچیزی را اگر از شما بگیرند، زندگی یا کار یا هویتتان برای شما بیمعنا خواهد شد، چه جوابی خواهید داد؟ ارزش چنین حالتی دارد. حرکت در راستای تحقق ارزشها موجب گرمشدن تنور احساسات میشود و به ذهن منطقی در حل مسائل کمک میکند؛ اما حرکت در مسیر خلاف ارزشها، باعث دوگانگی و اضطراب میشود و شما را از تحقق اهداف درونیتان بازمیدارد. تحقق ارزشها، عامل رشد انسان است.
سیستم ارزشی، مبنای شخصیت ماست. پافشاری ما بر تحقق ارزشهایمان موجب برانگیختن احساس احترام ما به خود (عزتنفس) و احترام دیگران به ما (مقبولیت اجتماعی) میشود. اگر بتوانیم ارزشهای درونیمان را کشف و در خودمان نهادینه کنیم و خود را متعهد به حرکت در جهت تحقق ارزشهایمان سازیم، احساس ارزشمندبودن و استقلال میکنیم. ارزشها زیربنای نگرش و رفتار و ادارک ما هستند و بهشدت در عملکرد و رفتارمان اثر میگذارد.
اگر ارزشهایمان منشأ ارزشمندبودنمان باشد، نهتنها تحتتأثیر اتفاقات، محیط یا افراد مختلف قرار نمیگیریم، بلکه در ایشان تأثیرگذار هم خواهیم بود؛ چراکه این توانایی را مییابیم که واکنش مناسبی را با انتخابی آگاهانه و مبتنی بر ارزشهایمان بدهیم، نه واکنشی غیرارادی که ثمرۀ اوضاع محیط است.
گاندی با تکیه بر این عامل توانست مطالبهگری از طریق خشونتپرهیزی را بهعنوان معیار ارزشی، به جامعۀ هند بقبولاند و جامعۀ هند با این ابزار خشونتپرهیزی، بر استعمار پیر انگلیس غلبه کرد.
وقتی در وضعیتی مجبور باشیم از میان چند گزینه یکی را انتخاب کنیم، ابتدا گزینهای را که سازگاری بیشتری با ارزشهایمان دارد، انتخاب میکنیم و سایر گزینهها را کنار میگذاریم. از طریق ارزشها، تمامی نیازها و خواستهها و وسوسههای زندگیمان معنا پیدا میکنند و غربال میشوند.
ضمیر ناخودآگاه بهدنبال انطباق و سازگارکردن اعمال و رفتارمان با ارزشهای درونیمان است؛ به همین علت، زمانی که شغل یا فعالیت ما در تعارض با ارزشهایمان است، برایمان دردآور و رنجآور است. برخی از ارزشهای درونی، همچون شاهزادگان زندانی، در اعماق زندان وجودمان مدفوناند.
زمانی که پس از انجام عملی یا حتی گرفتن تصمیمی و داشتن نیتی، دلشوره داریم یا احساس رنج و عذابوجدان میکنیم، یا چون کوه آتشفشان فعال میشویم، باید بدانیم این دلشوره یا خشم درونی، ضجه و فریاد ارزشهای نهفته در عمق وجودمان است که با تصمیمی که گرفتهایم، مخالفاند؛ ولی چون نمیتوانند مستقیم دلیلش را با پادشاه ملک تن بگویند، میخواهند با این عکسالعمل، ما را متوجه نظر خود کنند.
اصول و قوانین معنوی
دکتر دیپاک چوپرا،[۱] پزشک و نویسندۀ مشهور هندی، میگوید:
نیاز داریم نسبت به موفقیت و فراوانی، نگرشی معنویتر داشته باشیم که به معنای جریان فراوان همه موهبتهای نیکوست. باوقوف به قوانین معنوی و کاربرد آن، خود را در هماهنگی با طبیعت قرار میدهیم و سبکبالی و شادمانی و عشق میآفرینیم. اکنون بیایید به سراغ هفت قانون معنوی موفقیت برویم و ببینیم چگونه میتوانیم آنها در زندگیمان به کار ببریم.
«اگر این اصول را دریابید و درونیاش کنید، به این توانایی دست مییابید که با سادگی و با کمترین تلاش، موفق شوید و آرزوهایتان را محقق کنید؛ چراکه همان قوانینی که طبیعت برای خلقت یک جنگل یا یک کهکشان یا یک ستاره به کار میبرد، میتواند موجب برآوردهشدن ژرفترین آرزوهایتان نیز بشود.»
در مقالات بعد با تعدادی از مهمترین قوانین معنوی (طبیعی)، بیشتر آشنا می شویم و در نهایت مراحل پنجگانۀ ایده تا موفقیت بر پایۀ این اصول تشریح خواهد شد:
- قانون وحدت یا توانایی مطلق.
- قانون کثرت یا قانون وهم.
- قانون مبادله یا دادوستد.
- قانون علت و معلول.
- قانون غایت حیات یا دلیل زندگی؛ کشف مأموریت و استعداد و برآوردهساختن آن.
- نظریۀ حرکت جوهری.
- قانون قصد و آرزو،
- قانون کمترین تلاش
اصول و قوانین معنوی؛ فراتر از ارزشها
استفان کاوی [۲] معتقد است:

اصول و قوانین معنوی فراتر از ارزشهاست
«باید سیستم ارزشی خود را با احترام عمیق به اصول حقیقی استوار کنیم. اصول، راهنمای اثباتشده و دائمی برای رفتار انسان هستند. ممکن است اشخاص دربارۀ تعبیر و تعریف این اصول با هم اختلافنظر داشته باشند یا ندانند چگونه این اصول را در زندگیشان به کار بگیرند؛ اما دربارۀ شایستگی و حقانیت آنها با هم اختلافنظری ندارند. در برخورد با اصول و قوانین طبیعی، امکان انتخاب داریم.
میتوانیم با آنها هماهنگ شویم یا علیه آنها باشیم. همان طور که اصول ثابتاند، نتایج آنها هم ثابتاند.»
بنابراین فراتر از ارزشها و سیستم ارزشی ما، اصول و قوانین طبیعی است. با درک اصول و قوانین طبیعی و کاربرد آن، خود را در هماهنگی با طبیعت قرار میدهیم و سبکبالی و شادمانی و عشق میآفرینیم. وقتی هماهنگ با قوانین طبیعی عمل کنیم، به آرامش ذهنمان کمک کردهایم.
برعکس هنگامی که اهداف و اعمال خود را برخلاف قوانین طبیعی انجام دهیم، سرشار از تشویش و نگرانی خواهیم بود.
هر ملتی که با پایبندی به اصول و قوانین طبیعی رفتار کرده، به انسجام و وحدت رسیده و هر جامعهای که خلاف عمل کرده، متلاشی شده است. اصول یا قوانین طبیعی، همان ارزشها نیستند.
مثلاً نازیهای آلمان به ارزشهایی نظیر وحدت، انسجام ملی، جانفشانی در راه پیشوایشان و پیشرفت کشورشان اعتقاد داشتند و از هیچ کوششی برای اعتلای آن دریغ نورزیدند؛ اما با وجود تحقق ارزشهایی همچون سختکوشی، ارادۀ راسخ، وفاداری و تعصب، تاوان سنگینی در دو جنگ جهانی پرداختند، فقط به این علت که ارزشهای آنها همراستا با اصول و قوانین طبیعی نبود.
استفان کاوی میگوید: «اصول و قوانین طبیعی، همچون ستارههای آسمان هستند و ارزشها همچون نقشهاند. نقشۀ قدیمی شما را به مقصد نمیرساند.»
همان گونه که تشریح کردم، ارزشها ثابت نیستند و هر از چند گاهی، به بازنگری و بهروزشدن نیاز دارند.
در زمانها و مکانهای مختلف، امکان دارد ارزشها تغییر کنند یا اولویت آنها عوض شود. اگر فقط به نقشه اکتفا کنید، راه خود را گم میکنید؛ اما آسمان هیچوقت دروغ نمیگوید. اگر شبهای آسمان و ستارۀ شمالی را بشناسید، همواره جهت درست را خواهید دانست. اصول فراگیرند و وقتی درونی و به عادت تبدیل شوند، مثل این است که منظومۀ راه شیری را در تاریکی وجودتان نصب کردهاید.
دانستن اصول این توانمندی را میدهد تا خود را بهسلامت از بیابانهای تاریک و کورهراههای صعبالعبور گذر دهید. یافتن اصول طبیعی و بهکارگیری آنها مثل یافتن اسبهای وحشی و گرفتن و رامکردن آنهاست. با یک بار گرفتن و رامکردن، اسبها برای همیشه به خدمت انسان درمیآیند.
بسیاری از آرزوها و تصورات دیرینۀ ما انسانها، در دو سدۀ اخیر محقق شده است. آنچه موجب پیشرفت حیرتانگیز ما در طول قرنها و دهههای اخیر بوده است، یافتن اصول طبیعی و بهخدمتدرآوردنشان بوده است. آنچه مسلم است، ما فقط بخش کوچکی از قوانین و اصول را یافتهایم و بخش کمتری را رام یا درونی کرده و قسمت بسیار کمتری را در راه تحقق آرزوها و کسب موفقیت به کار گرفتهایم.
کشف و بهکارگیری این قوانین موجب تغییر عمیق نگرشتان به زندگی و کسبوکار میشود و شما را از سنگلاخها و کورهراههای تنگ زندگی بهسلامت عبور میدهد. قوانین و اصول معنوی و طبیعی همچون درّ و مروارید هستند که در اعماق اقیانوسِ جانتان منزل دارند و غواصی چالاک باید تا دردانههایتان را از ژرفای اقیانوس وجودتان صید کند.
همان گونه که ماتسوشیتای ژاپنی، هم در اصول شرکتش و هم در عمل، همراستایی و سازش با قوانین طبیعی را به کار گرفته بود (مقاله مفهوم ارزشها در کار و زندگی – داستان واقعی خالق پاناسونیک – فلسفه ژاپنی ایکیگای)، استادان و دانشمندان مختلفی در جایجای عالم به برخی از این قوانین اشاره کردهاند.
در مقالات بعد با تعدادی از مهمترین قوانین معنوی (طبیعی)، بیشتر آشنا می شویم و در نهایت مراحل پنجگانۀ ایده تا موفقیت بر پایۀ این اصول تشریح خواهد شد.
برگرفته از کتاب از خودآفرینی تا کارآفرینی
سایت خودشناسی و توسعه فردی، کارآفرینی و توسعه کسب وکار
پاورقی:
[۱]. Deepak Chopra (متولد ۱۹۴۶) خالق بیش از چهل کتاب در زمینۀ مباحث معنوی و سلامتی. کتابهای هفت قانون معنوی موفقیت و اکسیر او بهفارسی ترجمه شده است.
[۲]. استیون ریچاردز کاوی Stephen Richards Covey)) نویسنده و سخنران انگیزشی آمریکایی (۱۹۳۲ تا ۲۰۱۲). محبوبترین کتاب او، هفت عادت مردمان مؤثر، بهفارسی ترجمه شده است.

7 دیدگاه
پینگ کردن: قانون2: نظریه حرکت جوهری - قوانین معنوی موفقیت در کسب و کار - اندیشکاران
پینگ کردن: 7 قانون معنوی موفقیت- دیپاک چوپرا - اندیشکاران
پینگ کردن: قانون3: قانون مبادله- قوانین معنوی موفقیت - اندیشکاران
پینگ کردن: قانون 4: قانون علت و معلول (کارما) – قوانین معنوی موفقیت - اندیشکاران
پینگ کردن: قانون 5 : قانون غایت حیات یا دلیل زندگی؛ قوانین معنوی موفقیت - اندیشکاران
پینگ کردن: سایر قوانین معنوی موفقیت و بهرهگیری از قوانین در دنیای کسبوکار و زندگی فردی - اندیشکاران
پینگ کردن: 7 Steps In The چرخه موفقیت: From Idea To Achievement Based On Spiritual Principles