به نظر شما چه چیزی شما را خوشبخت میکند؟ اگر خوشبختی رازی داشته باشد راز خوشبختی چیست؟ در این بخش از نکته های کوچک زندگی میخواهیم داستان راز خوشبختی را بخوانیم و نظر پروفسور سمیعی را در خصوص موفقیت و خوشبختی را که از مصاحبه های مختلف ایشان گردآوری شده بدانیم. لطفاً همراهمان باشید.
راز خوشبختی و موفقیت از زبان پرفسور سمیعی

راز خوشبختی و موفقیت از زبان پروفسور سمیعی
جناب آقای پروفسور آیا عمیقاً احساس خوشبختی میکنید؟
پروفسور سمیعی [۱] : در پاسخ به این پرسش شما می خواهم پیامی را به جوانان برسانم:
یکی از چیزهایی که انسان را عمیقاً خوشبخت نگه می دارد، وجدان است. اگر انسان در دوران جوانی به این فکر کند که کاری که می خواهم انجام دهم به دیگران صدمه ای نمی رساند، کارم کمک و خدمت به دیگران است و هر شب زمانی که برای خواب سرش را روی متکا می گذارد، وجدانش راحت باشد، بدانید که همیشه خودش را خوشبخت حس می کند. من خدای خود را شاکرم که مرا از خطا حفظ کرد. یک روزی در کارنامه خودم نگاه کنم ببینم به کسی صدمه زدم یا نه؟ ویدیوی مصاحبه
رشته تحصیلی و کاری که به آن علاقه مندید را دنبال کنید.
عشق چیزی است که از داخل یکدفعه به وجود می آید. از من می پرسند پروفسور ما می خواهیم مثل شما جراح مغز و اعصاب بشویم. به ایشان می گویم: شما عاشق جراحی مغز و اعصاب شدی که می خواهی دنبالش کنی؟
جوانان را نصیحت می کنم به دنبال چیزی بروید که عاشقش شده باشید. وقتی عاشق شدید سلولهای مغزی ترشحاتی دارند که موجب فعال شدن شدید مغز می شوند. مثلاً اگر به طور معمول مطلبی رو ده دفعه باید بخوانید تا در مغزتان ثبت شود، اگر عاشق آن موضوع باشید با یک دفعه مطالعه برای همیشه در مغزتان ثبت می شود. مثلا اگر عاشق دختر یا پسری شدید اگه فقط یکبار شماره تلفنش رو بدهد به راحتی حفظش می کنید.
من از زمانی که خودم را می شناسم از ساعت ۶ صبح تا ۱۲ شب همیشه مشغولم. خیلی ها کار را به عنوان زحمت تلقی می کنند، به این معنی که من کار می کنم بعد می روم زندگی میکنم (کار و زندگی جداست). این مسئله ای است که در اجتماع خیلی رایج است.
برنامه هایی که ما تعریف می کنیم و اجرا می کنیم برای من تفریح نیست. کارهم نیست ولی علاقه است. عشق و علاقه باعث می شود که شما بتوانید کاری را از صبح تا شب انجام دهید.
عشق و علاقه با کار خیلی فرق می کند. این خودش زندگیه، زندگیه بسیار بسیار لذت بخشی است. امیدوارم خیلیها در دنیا این حالت را داشته باشند. ویدیوی مصاحبه
حرص نزنید:
حداقل روزی ۱۰ نامه از دانش آموزان مدارس دنیا به من میرسد که راه موفقیت چیست؟ پاسخ بنده این است که فقط دنبال علاقه بروید. «برای ثروت درس نخوانید بلکه درس را با هدف خدمت رسانی و برای به دست آوردن علم و دانش به ثمر برسانید.» توصیه های استاد در همایش دانشگاهی
جوانان باید عشق و علاق داشته باشند و زحمت بکشند ولی خودشان را تحت فشار اینکه من باید فلانی بشوم نکنند. حرص نزنید، اون باعث تنش در سلولهای مغزی می شود. برعکس جوانان باید ببینند به چه چیز علاقه مندند. بعد با کمال آرامش، با کمال سادگی دنبال یادگرفتن همان جهتی که دارند بروند. بدون اینکه خودشان را تحت فشار بگذارند. این باعث می شود که سلولهای مغز دیگر کار نکنند. ویدیوی مصاحبه

راز خوشبختی و موفقیت از زبان پروفسور سمیعی
برای کسب موفقیت حرص نزنید. مثلاً حرص اینکه می خواهم در عرض ۲ سال نابغه دنیا بشم را نداشته باشید. چرا که شرایط استرس و فشار باعث میشود که سلولهای مغز اصلاً کار نکنند. استرس جلوی کارکرد سلولهای مغز را می گیرند، چرا که برای سلولهای مغز، التهاب، ترس و وحشت ایجاد میشود. مثل این که من کارهای لازم را انجام داده ام یا نه؟ آیا در مسیر درستی حرکت می کنم؟ این جور افراد شکست میخورند. چراکه آرامش فکری ندارند.
مهمترین موفقیت، وقتی است که کسی برای خودش، در افکار خودش، آرامش فکری درست کند و با برنامه تمیزی (واقع بینانه) روز خودتان را آغاز کنید. این مسئله مهمی است که کسی با فشار روحی دنبال کاری نرود. ویدیوی مصاحبه
معمولی باشید:
من چیزی که از دوران بچگی تاکنون در خودم دیدم این است که انسانی معمولی هستم. معمولی یعنی چه؟ یکی از مشکل ترین مسائل زندگی انسانها، معمولی بودنه. هرکسی می خواد یه جور دیگه ای خودش رو نشون بده. اما من سعی می کنم همانی باشم که هستم. هیچ وقت تفکرات من با رفتار من فاصله ای ندارد (تضادی ندارد). هردو شان یکی هستند. از این لحاظ سلولها با سلامتی و راحتی باهم کار می کنند و از این لحاظ مغز من کوچکترین پیچیدگی ندارد و جوری رفتار میکنم که احساسات من با تفکرات من به هم نخوره (در تعارض باشد). ویدیوی مصاحبه
مغرور نشوید:
کنار دریا مرغابی را دیدم که پایش شکسته بود. پایش را داخل گلهای رس مالید بعد به پشت دراز کشید و پاش را مقابل خورشید گذاشت تا گل خشک شود. این طوری پای خودش را گچ گرفت. فهمیدم که نیرویی مافوق طبیعی وجود دارد که به او این آموزش را داده است. حالا اسم این نیرو را می توانید خدا یا هرچیز دیگری بگذارید.
مغرور نشوید. وقتی پرنده ای زنده است مورچه را می خورد. وقتی می میرد مورچه او را می خورد. شرایط با زمان تغییر می کند. هیچ وقت کسی را تحقیر نکنید. شاید امروز قدرتمند باشید اما زمان از شما قدرتمندتر است. پس مهربان باشید. فراموش نکنید که هیچکس بر دیگری برتری ندارد، مگر به فهم و شعور. مگر به درک و ادب. ویدیوی مصاحبه
مسئولیت پذیر باشید:
همیشه گرفتن افتخارات، چند لحظه ای کوچک باعث خوشحالی و شایدهم یک ذره غرور ایجاد کند ولی اجازه نده بیشتر از چند ثانیه و چند دقیقه این حس در شما باشد و فوری باید حس مسئولیت را بر عهده بگیرید. حس مسئولیتی که من در خودم احساس می کنم این است که یک تکلیف و وظیفه بسیار بزرگی نسبت به شما دانشجویان دارم و هرجه برای علم و دانش شما می کنیم کمتر از آنی است که باید انجام شود. ویدیوی مصاحبه
داستان راز خوشبختی – «پائولو کوئیلو»
مغازه داری پسرش را فرستاد تا از خردمندترین مرد دنیا سوال کند، راز خوشبختی چیست؟ پسر چهل روز در صحرا سرگردان بود و سرانجام به قلعه زیبایی رسید که در بالای کوه مرتفعی قرار داشت. مرد خردمند آنجا زندگی میکرد.
پسر وارد تالاری شد که جنب و جوش بسیاری در آن دیده میشد. مرد خردمند با همه صحبت میکرد و پسر مجبور شد دو ساعت منتظر بماند تا نوبت او شود. مرد خردمند با دقت به توضیحات پسر در مورد آمدنش گوش داد، و گفت که در آن لحظه وقت ندارد در مورد راز خوشبختی به او توضیح بدهد.
به پسر گفت که در قصر گشتی بزند و دو ساعت بعد باز گردد. مرد خردمند قاشقی که دو قطره روغن در آن بود به پسر داد و گفت: در ضمن میخواهم کاری انجام دهی. در حالی که مشغول گردش هستی، این قاشق را هم با خودت ببر اما نباید بگذاری قطرات روغن از آن بریزد. پسر چشمش را به قاشق دوخت و مشغول بالا و پایین رفتن از پلکان قصر شد.
بعد از دوساعت نزد مرد خردمند بازگشت. مرد خردمند پرسید: خوب، آیا قالیچههای ایرانی را روی دیوارهای تالار غذاخوری بودند، دیدی؟ آیا باغی را که ده سال طول کشید تا سر باغبان آن را بیاراید، دیدی؟ آیا در کتابخانه من متوجه دست نوشتههای زیبای روی پوست آهو شدی؟
پسر خجالت زده شد و اعتراف کرد متوجه هیچ یک از آنها نشده است. تمام توجه پسر این بوده که روغنی را که مرد خردمند به او سپرده بود، نریزد. مرد خردمند گفت: پس دوباره برو و شگفتیهای دنیای من رو ببین. اگر خانه کسی را نشناسی نمیتوانی به او اعتماد کنی.
پسر آسوده خاطر شد، قاشق را برداشت و به تفحص در قصر پرداخت و این بار متوجه همه کارهای هنری سقف و دیوارها شد. وقتی نزد مرد خردمند بازگشت، جزئیات تمام چیزهای را که دیده بود برای او تعریف کرد.
مرد خردمند پرسید: پس قطرات روغنی که به تو سپرده بودم، چه کردی؟ پسر به قاشق نگاه کرد و دید روغنی در آن نیست.
خردمندترین مرد عالم گفت: خوب نصیحتی به تو میکنم و آن این است که راز خوشبختی یعنی: دیدن همه شگفتیهای جهان به این شرط که هرگز قطرات روغن درون قاشق را فراموش نکنی.
از کتاب کیمیاگر «پائولو کوئیلو» [۲]
جمع بندی:
برای رسیدن به موفقیت، کار دلخواهتان را بدون عجله و با کمترین ریسک آغاز کنید و تمام همت خود را برای تحقق آن بکار گیرید. برای رسیدن به آنچه می خواهید تلاش کنید. نه تلاشی کورکورانه بلکه تلاشی هدفمند و با اشتیاق.
فعالیت و وظیفهتان را هرچه که باشد- با علاقه و از سر اشتیاق انجام دهید. دریابید انجام این فعالیت قصد رشد کدام استعدادهایتان را دارد. تمرکزتان را به جای کسب نتیجه سریع به فرایند اجرای کار و اخذ بازخوردهای مناسب معطوف کنید.
کسب موفقیت با ایجاد تعادل بین افکار و احساسات و اعمال میسر است و لازمۀ آن رسیدن به یکپارچگی و هارمونی درونی است. ایده و فکر خلاقانه فقط در ذهن آرام و بستر مناسب شکل میگیرد و پرورده میشود. رمز موفقیت، پاکبودن شیشۀ ذهن و آرامش آن است. باید پنج حس خود را از اعتدال و پاکی و آرامش سرشار سازیم. باید اضطراب و حس رقابت و ستیز را از خود برانیم؛ اما چگونه میتوانیم به این آرامش برسیم و چگونه میتوانیم ذهنمان را پالایش کنیم؟
آرامش حاصل تفکر و انتخاب و عمل درست است. بهبیان دیگر، همانگونه که پروفسور سمیعی نیز فرمودند آرامش، متناسب و همراستاکردن ارزشها و افکار و احساسات با اقدامات و اعمال است. اگر این عوامل همراستا و همجهت باشد، رسیدن به آرامش ممکن است و در غیر این صورت، در تشویش و اضطراب خواهیم بود.
سایت خودشناسی و توسعه فردی
کارآفرینی و توسعه کسب وکار
برای آشنایی با شیوه تفکر و سیستم تصمیم گیری و مدیریت تقابل بین احساسات و افکارتان پیشنهاد می شود مقالات زیر را مطالعه فرمایید:
- مدل ذهنی- بهبود منطق تصمیمگیری برپایه مدل ذهنی
- چرا تصمیمات بدی می گیریم؟
- سیستم ارزشی فرد (نقش ارزشها در توسعه فردی)
درصورت علاقه به این مطلب لطفاً سایر نکته های کوچک زندگی را نیز مطالعه فرمایید:
داستان کوتاه: معلمی تعلیم عشق است
نکته های کوچک زندگی- هرگز تأثیری که بر دیگران می گذارید را دست کم نگیرید.
داستان کوتاه. در کسب و کارتان مانند مداد باشید
نکته های کوچک زندگی- ارزش یک لبخند
پاورقی:
[۱] پروفسور مجید سمیعی (زاده ۲۹ خرداد ۱۳۱۶)پزشک و جراح مغز و اعصاب ایرانی است. او ریاست بیمارستان خصوصی علوم عصبی هانوفر در آلمان را بر عهده دارد که خود بنیانگذار آن بودهاست. ایشان در آلمان اقامت دارد، اما بهطور مکرر به ایران مسافرت میکند. وی هماکنون یکی از برترین جراحان مغز و اعصاب جهان است. مجید سمیعی جوایز و افتخارات متعددی را به خاطر مشارکتهای خود در جراحی مغز و اعصاب برنده شدهاست.همچنین فدراسیون جهانی جوامع جراحی مغز در سال ۲۰۱۰ مدال افتخار سمیعی را که هر دو سال یک بار به یک جراح مغز ممتاز اعطا میشود، به نام سمیعی ایجاد کرد. ویکی پدیا
[۲] کیمیاگر (به پرتغالی: O Alquimista) (به انگلیسی: The Alchemist) رمانی اثر پائولو کوئلیو، نویسنده برزیلی است. این رمان بسیار پرفروش دههٔ پایانی قرن بیستم جهان در سال ۱۹۸۸ میلادی منتشر شد. این کتاب در بیش از ۱۵۰ کشور دنیا منتشر و به ۸۳ زبان ترجمه شده و تاکنون بیش از ۶۵ میلیون خرید داشتهاست.
