سومین قانون طبیعت یا قانون معنوی موفقیت ، قانون داد و ستد یا مبادله است. مبادله اساس کار طبیعت است. در طبیعت، هیچچیز ایستا نیست. طبیعت از طریق دادوستدی پویا عمل میکند و هماهنگی و ارتباط متقابلی بین همۀ عناصر و نیروهای طبیعت در جریان است. دادوستد رابطهای دوطرفه است. ستاندن و بخشیدن، دو روی سکه مبادلهاند و همچون دو قطب مثبت و منفی، موجب بهوجودآمدن جریان نیرو در کائنات میشوند.
آنچه بالا میرود، باید پایین بیاید. آنچه دریافت میشود، باید پرداخت شود. هرچه بیشتر ببخشید، بیشتر دریافت میکنید و هرچه بیشتر دریافت کردید، باید بخششتان افزون شود. با این کار، فراوانی را در زندگیتان در جریان نگه میدارید و متوقفش نمیکنید. در واقع، هرآنچه در زندگی ارزش دارد، فقط زمانی فزونی مییابد که بخشیده شود. در این مقاله سعی داریم ببینیم چگونه میتوان قانون مبادله را در توسعه فردی و کسب و کارمان بکار بندیم؟ لطفاً همراهمان باشید:
مفهوم مبادله در طبیعت:
اساس دنیا بر فراوانی و بیکرانی است. این فراوانی از طریق ارتباط متقابلِ اجزای طبیعت به دست آمده است و ما هم فطرتاً از فراوانی سرشاریم؛ اما ارزش داراییهایمان را نمیدانیم. برای اثبات این حقیقت، کافی است به زندانها، بیمارستانها، خانههای سالمندان و منازل بزرگانمان برویم و آرزوی آنها را جویا شویم و از ایشان بپرسیم که ارزشمندترین دارایی یا مهمترین آرزویشان چیست؟
کسانی هستند که تا دم مرگ رفتهاند و در حالوهوای کوچ به آن جهان بودهاند و بهدلیلی برگشتهاند. از ایشان بپرسیم کار ناتمام و دلیل برگشتنشان چه بوده است. ما قدر داشتههایمان را نمیدانیم و طمعکاریم. فراموشمان شده که آنچه دست ماست، به امانت به ما داده شده و روزی از ما پس گرفته خواهد شد. فراموشمان شده که دیگران را در شادی و خوشبختی و داشتههایمان سهیم کنیم، قبل از آنکه تکتک آنها را بهاکراه از ما بازستانند.
اساس گیتی بهگونهای است که ضروریترین و بهترین چیزها را بهرایگان در اختیارمان قرار میدهد: هوای پاک، آب گوارا، خورشید نیروبخش، نسیم مفرح، والدین مهربان، فرزندان سالم، سلامتی، جوانی و بیشمار نعماتی که به ما بخشیده شده و دانسته و ندانسته از آنها برخورداریم. بندآوردن جریان مبادله، مانند بندآوردن جریان تنفس است.
همان گونه که به هر علتی دم یا بازدم از جریان بازایستد دچار خفگی یا سکته میشویم، بهکارنگرفتن این قانون نیز در کار و زندگی صدمات جبرانناپذیری به ما وارد میآورد. اگر میخواهیم فراوانی، ثروت، دانایی یا هرچه را خواهانیم به دست بیاوریم، باید آن را بهصورت حسابشده به جریان بیندازیم. ثروت، دانش، محبت، شادی و هرچیز دیگری که برای ما ملاک ارزش است، باید همچون رودخانه در جریان باشد؛ وگرنه همچون باتلاقی، راکد و فاسد میشود.
ستاندن و بخشیدن، دو روی سکه مبادلهاند و همچون دو قطب مثبت و منفی، موجب بهوجودآمدن جریان نیرو در کائنات میشوند. آنچه بالا میرود، باید پایین بیاید. آنچه دریافت میشود، باید پرداخت شود. هرچه بیشتر ببخشید، بیشتر دریافت میکنید و هرچه بیشتر دریافت کردید، باید بخششتان افزون شود. با این کار، فراوانی را در زندگیتان در جریان نگه میدارید و متوقفش نمیکنید. در واقع، هرآنچه در زندگی ارزش دارد، فقط زمانی فزونی مییابد که بخشیده شود. در واقع طبیعت از طریق دادوستدی پویا عمل میکند و هماهنگی و ارتباط متقابلی بین همۀ عناصر و نیروهای طبیعت در جریان است.
«همان گونه که درختان و سبزهزاران تشنۀ آب هستند، آب هم تشنۀ سیرابکردن سبزهزاران است؛ چه اگر آب تشنۀ سبزهزار نباشد، سبزهزار سیراب نخواهد شد. تا خدا انسان را تشنۀ خودش نکند، انسان در مقام جستوجو برنمیآید.» تشنه بهسوی آب و خود تشنۀ تشنه است آب خدا گدا گدا کند، گدا خدا خدا کند ( علامه حسن حسنزادۀ آملی)
چرخه مبادله (داد و ستد) 
نکتهای که در دادو ستد طبیعت وجود دارد، این است که طبیعت بر اساس چرخههای مختلف و با عناصر مختلفی در جریان است و دادوستد لزوماً بین دو عنصر طبیعی صورت نمیگیرد. مثلاً آب موجب رشد درخت میشود؛ اما محصول درخت چوب و میوه است یا هوا را تصفیه میکند و طی چرخۀ دیگری، قطرۀ آب تولید می گردد. آب برای آبیاریکردن، انتظاری از درخت ندارد؛ بنابراین دادوستد لزوماً بهصورت مستقیم صورت نمیپذیرد.
فرض کنید غذای چندین نفر در یک دیگ بزرگ باشد و تمام افراد باید از همان دیگ با قاشقهایی که دستههای بسیار بلندی دارد، غذا میل کنند. چون دستۀ قاشقها از بازوان افراد بلندتر است، قاشقها به هم برخورد میکنند و غذاها میریزد. همه گرسنه، عصبی و ناراحتاند و با یکدیگر رقابت میکنند. راه بهرهمندی از غذا این است که یاد بگیرند با قاشقهای بلندشان به دیگری غذا بدهند و از دیگری غذایشان را دریافت کنند.
باید بیاموزند که با یکدیگر دادوستد کنند و فقط به منافع خودشان فکر نکنند. وضعیت جهان ما نیز همین گونه است. خدا بهترین نعمتهایش را بسیار فراوانتر از نیاز ما، در دیگ بزرگ دنیا ارزانی فرموده و از عطای هیچ نعمتی دریغ نداشته است. آب، هوا، غذا، خاک، انواع معادن، طبیعت، حیات وحش و میلیونها نعمت دیگر بسیار بیش از نیاز ما در این کرۀ خاکی گنجانده شده است.
اینکه با اینهمه نعمت، باز خیلیها فقیر یا گرسنهاند، خیلیها بیکارند، زندگی بسیاری بهسختی میگذرد، حیات وحش در حال نابودی است و جنگ و آشوب در جهان حکمفرماست، تنها بهسبب اجرانشدن قانون مبادله و بر اثر منفعتطلبی ماست.
با قاشقهای بلندمان میخواهیم از دیگ بزرگ دنیا ارتزاق کنیم. حاضریم برای غذای بیشتر، قاشق چند نفر را بریزیم و غافلیم از اینکه طبق قانون بخشش، باید با قاشقهایمان دیگران را از نعمتهایی که به ما ارزانی شده، بهرهمند کنیم. غافلیم از اینکه روزیِ ما دست دیگران است و آنچه دست ماست، روزی دیگران است. باید بیاموزیم که چون رود، روان باشیم و نه چون برکه در سکون.
اگر شراب خوری، جرعهای فشان بر خاک از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک؟ (دیوان حافظ)
از طرف دیگر، باید بیاموزیم که در برابر دریافت از دیگران نیز پذیرا باشیم؛ خواه نشستن سر سفرۀ فقیری باشد و خواه دریافت هدیهای، پذیرش تحسین و دعایی و حتی شنیدن انتقادی با آغوش باز. باید پذیرنده و دلکش باشیم، نه دلشکن.
حسین بن منصور حلاج را در ظهر ماه صیام[۱] گذر به کوی جذامیان افتاد. جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند. حلاج بر سر سفره نشست و چند لقمه به دهان برد. جذامیان گفتند: «دیگران بر سر سفرۀ ما نمینشینند و از ما میترسند.» حلاج گفت: «آنها روزهاند» و برخاست. غروب هنگام افطار، حلاج گفت: «خدایا، روزۀ مرا قبول بفرما.» شاگردان گفتند: «استاد، ما دیدیم که روزه شکستی.» حلاج گفت: «ما مهمان خدا بودیم. روزه شکستیم؛ ولی دلی نشکستیم» (مولوی، فیه ما فیه).
آنجا که دلی بود به میخانه نشستیم آن توبۀ صدساله به پیمانه شکستیم
از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم
چند لحظه، تکبر خود را کنار بگذاریم. شاید همین خودبینی ماست که به حجاب تبدیل شده است. شیطان فقط با همین یک گناه تکبر از درگاه دوست رانده شد. دنیا دنیای تکبر نیست، دنیای دادوستد است. باید غرور را کنار بگذاریم و یاد بگیریم که هم فقیر باشیم و هم بخشنده. باید همچون حلاج، محبتکردن به دیگران و همچنین فقیری و خواستن از دیگران را یاد بگیریم.
مهمتر از بخشیدن یا دریافتکردن، نیتی است که در پسِ دادوستدمان نهفته است. چنانچه با عمل بخشیدن احساس کنیم چیزی را از دست دادهایم یا اگر با اکراه ببخشیم، نیرویی در پس آن بخشش وجود نخواهد داشت. همین طور، با احتکار یا خساست، سدی در جلوی جریان بازگشت حیات به زندگیمان بنا میکنیم. نیتِ بخشیدن یا دریافتکردن، همواره باید برایمان احساس شادی بههمراه بیاورد؛ زیرا شادمانی، حمایتگر و حافظ حیات است. بخشش و ستاندن باید شادمانه باشد.
باران که شدی، مپرس این خانۀ کیست سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
باران که شدی، پیالهها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست (مهدی مختارزاده)
تمرین قانون مبادله
تمرین قانون مبادله بسیار ساده است. برای تمرین این قانون، باید با دیگران، با طبیعت و با دنیا دادوستد کنید. اگر شادی میخواهید، به دیگران شادی بدهید. اگر محبت میخواهید، بیاموزید محبت کنید و با انسانها، با حیوانات و با گیاهان مهربان باشید. اگر توجه و قدردانی میخواهید، به دیگران توجه کنید و قدردان نیکیهایشان باشید. اگر میخواهید ثروتمند باشید، به دیگران کمک کنید تا از نظر مادی غنی شوند. بنابراین آسانترین راه برای کسب آنچه میخواهید، این است که به دیگران کمک کنید تا به خواستههای خود برسند.
حتی فکر بخشیدن، اندیشۀ برکتطلبیدن یا دعایی ساده، این قدرت را دارد که در دیگران تأثیر بگذارد؛ چراکه آگاهی و اندیشه، قدرت دارد تحول ایجاد کند. بخشش غیرمادی بسیار قدرتمندتر از بخششهای مادی است. بهترین راه برای اجرای قانون بخشیدن این است که تصمیم بگیرید هرگاه با کسی در تماس بودید، چیزی به او بدهید. لزومی ندارد هدیهتان مادی باشد. میتوانید شاخهگلی، تحسینی، دعایی یا حتی لبخندی از ته دل به او بدهید.
برگرفته از کتاب از خودآفرینی تا کارآفرینی
سایت خودشناسی و توسعه فردی
کارآفرینی و توسعه کسب وکار
در صورت علاقه مندی به قوانین معنوی (طبیعی) موفقیت مقالات زیر را نیز مطالعه فرمایید:
- اصول و قوانین معنوی(طبیعی) فراتر از ارزشهای فردی
- قانون۱ : قانون وحدت یا قانون توانایی مطلق
- قانون۲: نظریه حرکت جوهری – قوانین معنوی موفقیت در کسب و کار
- ۷ قانون معنوی موفقیت- دیپاک چوپرا
[۱]. ماه رمضان.
[۲]. دیپاک چوپرا: (به انگلیسی: Deepak Chopra) (به هندی: दीपक चोपड़ा) (متولد ۲۲ اکتبر سال ۱۹۴۶ در دهلی-نو)، نویسنده و پزشک آمریکایی هندی الاصل است. بیش از ۴۰ کتاب در زمینه خودشناسی و توسعه فردی تدوین نموده است و در سال ۱۹۹۶ در تأسیس مرکز چوپرا (برای خوب زندگی کردن) همکاری کرد.

2 دیدگاه
پینگ کردن: سایر قوانین معنوی موفقیت و بهرهگیری از قوانین در دنیای کسبوکار و زندگی فردی - اندیشکاران
پینگ کردن: 7 Steps In The چرخه موفقیت: From Idea To Achievement Based On Spiritual Principles